Sadeghصادقی
دنبال کردن
داستان کوتاهداستان کوتاه
💬281 view and 6 like

داستان کوتاه

فحاشي_و_ورود_شيطان

روایت شده که روزی ابوبکر با رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نشسته بود. مردی آمد و شروع کرد به وی ناسزا بگوید. ابوبکر از او روی برگرداند و توجهی نکرد، لیکن او ناسزاگفتن خود را شدت بخشید. ابوبکر خشمگین شد و دشنام های او را پاسخ داد. در این هنگام رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) برخاست و روانه شد. ابوبکر به دنبال ایشان رفت و گفت: یا رسول الله! چرا تا زمانی که آن مرد مرا دشنام می داد حرفی نزدی و نشسته بودی و چون من پاسخ دادم، برخاستی؟! حضرت فرمود: ای ابوبکر! تا زمانی که تو پاسخ نمی دادی و سکوت کرده بودی، فرشته ای آمده بود و از جانب تو جواب او را می داد... چون تو خشمگین شدی، فرشته رفت و شیطان وارد شد. با آمدن شیطان،من از جای برخاستم. به نقل از: تفسیر کشف الاسرار، رشیدالدین میبدی، ج 2، ص 276
×
آیا این پست حذف شود ؟ حذف